Back شما اینجا هستید: صفحه اصلی یادداشت جولان خودروهای اقساطی در خیابان‌های شهر

اندر حکایت چهارچرخ‌هایی که اندک اندک می‌رسند؛
جولان خودروهای اقساطی در خیابان‌های شهر

b_150_150_16777215_00_images_khodro.karikator654.jpg


خودروهای با وام 25 میلیون تومانی در مدتی کوتاه به فروش رفت و حالا خبر از تحویل خودروهای اقساطی می رسد.

اواسط تابستان امسال بود که کمپین نخریدن خودرو به راه افتاد و جمع قابل توجهی از مردم نیز در اعتراض به کیفیت پایین خودروهای داخلی و خدمات کم و بیش پس از فروش به این کمپین پیوستند و همین موج "نه به خودرو"، حجم خاک نشسته روی خودروهای انبار شده شرکت های خودروسازی را افزایش داد.

پس از مدتی خبر از ثبت نام خرید خودروهای داخلی با وام 25 میلیون تومانی تیتر یک رسانه ها شد و نوبت به کمپین رسید تا گوشه ای بنشیند و خاک خانه تکانی انبارها را بخورد؛ در همان روزها خبر وام 10 میلیون تومانی خرید کالا نیز به گوش می رسید اما هرچه زور زد نتوانست جای خبر خودروهایی با وام 25 میلیون تومانی را بگیرد و به نظر می رسید فراز و نشیب های فروش خودروهای اقساطی جذابیت بیشتری برای دولت و ملت دارد.

دولت نیز به بهانه حمایت از تولید داخلی به یاری خودروسازان شتافت تا خرید خودروهای گران در انبار مانده به مثابه حمایت از تولید داخلی تلقی شد، غافل از اینکه فروش خودروهای اقساطی با نرخ 16 درصد به خودی خود افزایش نقدینگی را به دنبال خواهد داشت که بر اساس نظر اقتصاد دانان افزایش نقدینگی و افزایش تورم ارتباطی دو سویه دارند و با افزایش حجم نقدینگی، تورم نیز سیر صعودی را طی خواهد کرد و باید دید تا پایان بازپرداخت اقساط، نمودار تورم کجا متوقف می شود.

به هر شکل موج انتقادات با شروع این طرح آغاز شد و شبکه‌های مجازی این موضوع را از طنز تا تراژدی مورد نقد قرار دادند و اعتراضات در شبکه های مختلف دست به دست چرخید و با استقبال نیز روبه رو شد، اما اینکه چگونه در طول 6 روز 110 هزار خودرو به فروش رفت و انبارهای پر خودروسازان خالی شد، حکایت از بی نتیجه ماندن اتحاد مجازی مردم بود که از طرفی به "نه به خودرو" رأی می دادند و از طرفی در صف‌های طولانی ثبت نام خودرو با وام 25 میلیون تومان و نرخ سود 16 درصدی می ایستادند که در نوع خود پارادوکس زیبایی به نظر می رسید.

به هرشکل خودروهایی که روی دست خودروسازان مانده بود با سیاستی که در پیش گرفتند به فروش رفت، انبارها خالی شد و خیابانها در حال پرشدن از خودروهایی است که دست به دست هم می دهند تا آلودگی هوا و بازار فروش ماسک را داغ تر کنند.

گویا قرار است خیابانها به پارکینگ هایی تبدیل شوند که جایی برای سوزن انداختن در آن نماند و دیگر برخورد با جولان خودروهای لوکس و غیر لوکس در خیابانها به فراموشی سپرده می شود، چراکه جایی برای مانور نمی ماند و این سوال در ذهن هرکسی خطور می کند که با چنین وضعیتی چگونه می توان ترافیک را کنترل کرد و طرح زوج و فرد، هریک به تنهایی پاسخگوی خیابانهای شلوغ خواهند بود؟

بخش دیگر ماجرا نیز اینجاست که بنزین هم طاقت نیاورد و با چهره‌ای نو نوار به استقبال چهارچرخ‌های اقساطی رفت و بنزین تک نرخی هزار تومانی هم قدری به هزینه های خودروهای صفر در کنار اقساط 25 میلیون تومانی اضافه کرد.

اقتصاد سبز نیز با ورود خودروهای جدید به ناوگان حمل و نقل کشور به اقتصاد خاکستری تبدیل خواهد شد و جز انتقال جیرینگی سود به جیب خودروسازان، محیط زیست را که این روزها بیشتر از همیشه نقل محافل جهانی است و در ایران بیشتر از قبل در حال تخریب و نابودی است، تهدید خواهد کرد و از رنگ اقتصاد تنها دود خاکستری بر گلوی مردم و طبعیت خواهد نشست.

خودروها در حالی روانه شهرها می شوند که بارها بر فرهنگسازی عدم استفاده از خودروهای تک سرنشین در خیابانها تأکید می شود و همین موضوع، سیاست و فرهنگسازی در این زمینه را نقض می کند و تعداد خودروهای تک سرنشین را افزایش می‌دهد.

از زاویه ای دیگر باید گفت که با باز شدن درهای انبار خودروسازان، 110 هزار تهدید وارد بازار می شود و تلاشی که سالها برای کاهش تصادفات و خسارات مالی و جانی صورت می گیرد تحت الشعاع خودروهای جدیدی قرار می گیرد که ممکن است در معرض سانحه قرار بگیرند؛ آن هم خودروهایی که مردم از کیفیت پایین آن گلایه مند بودند و به بی اهمیتی شرکت های خودروسازی به جان و مال مردم اعتراض می کردند.

مواردی که مطرح شد شاید بخشی از نتایج ورود خودروهای جدید به شهرها باشد و دیگر زوایای پیدا و پنهان این موج به تدریج رخ نمایی خواهد کرد.

حالا باید منتظر این بود که خودروهای صفر کیلومتر در یک سوی خیابان جولان دهند و از سویی دیگر عده ای از جوانان هر روز نفس زنان و به سختی دنبال ضامن برای وام ازدواج بدوند، با عجله سوار تاکسی شوند و تاکسی ها هم در صف چراغ قرمز پشت اتومبیل های صفر منتظر بمانند.

دولت نیز گویا بی توجه است به وام ازدواج که نرخ سود ندارد و اندک دوایی برای درمان درد جوانان و کمک به جیب های خالی است در حالیکه از سویی دیگر نرخ 16 درصدی سود وام 25 میلیون تومانی خودرو، فشارهای اقتصادی را بیشتر و هزینه ها را افزایش می‌دهد و آمار زندگی‌های اقساطی را بیشتر می کند و اینجا جمله ای که در ذهن متبادر می شود ارجحیت سود خودروسازان به وضعیت اقتصادی مردم است.

در خیابانی دیگر نیز هستند جوانانی که قدم می زنند و به خودروها نگاه می کنند و حسرت پولی را که برای پرداخت پیش قسط خودرو نداشتند و باعث جا ماندن آنها از قافله شد، می خورند و لحظه‌ای هم به شرایطی می اندیشند که برای ازدواج فراهم نیست و مهم جیب پر خودروسازان است تا سقفی برای زوج جوان.

عده ای هم به زمین و زمان ناسزا می گویند و با نگاهی تأسف برانگیز و اندکی خشم آلود به برق خودروهای صفر اقساطی نگاه می کنند و سری تکان می دهند و می روند.

از سوی دیگر سریال دادگاه بابک زنجانی هر روز تکرار می‌شود تا رأی دادگاه برای پول‌های بر باد رفته صادر و روزنه امید برای بازگشت این پولها ایجاد شود و بیرون از دادگاه پولهایی در جیب های مردم برای جانماندن از خودروی با وام 25 میلیون تومانی از هم سبقت می گیرند و به دلایل مختلف که بر اساس نظرات کارشناسان اقتصادی که معتقدند مردم از ثبت نام در این طرح پشیمان خواهند شد، این پول‌ها نیز به باد می‌رود.

از این پس باید دید که چرخ خودروهای اقتصادی کدام سیاست‌ها و برنامه‌ها را در کشور زیر می‌گیرد.

یادداشت: فرشته اکبری

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن