Back شما اینجا هستید: صفحه اصلی یادداشت «ماه عسل» معلمی که هر سال درسهایش را تکرار می کند

«ماه عسل» معلمی که هر سال درسهایش را تکرار می کند

b_150_150_16777215_00_images_mahasal1.jpgاین روزها برنامه تلویزیونی «ماه عسل» به معلمی تبدیل شده که هر سال درس هایش را تکرار می کند و شاگردانش به خوبی این درسها را حفظ کرده اند.

به گزارش خبرنگار "همدان نیوز"، هر سال که از عمر برنامه ماه عسل می گذرد آرشیو موضوعات تکراری آن نیز پر بار تر می شود به ویژه امسال که نسبت به سال های گذشته مخاطبان اشراف بیشتری بر موضوعات و سوژه های این برنامه پر طرفدار دارند و این اشرافیت به جایی رسیده که شاید مخاطب پیش از شروع برنامه بتواند حدس بزند که چرخ امروز ماه عسل حول محور چه سوژه‌ای می چرخد.

شاید تا امسال حجم انتقادات از ماه عسل به این اندازه پر رنگ نبوده و سوژه هر روز این برنامه به سوژه لطیفه پردازی در شبکه های مجازی بدل نشده بود و این نشان می دهد که مخاطبان هم کمی تا قسمتی البته کمتر از منتقدان از فضای تکراری و سوژه های تکراری خسته شدند و از روی عادت ماه عسل را میهمان خانه هایشان می کنند.

از آنجایی که برنامه ماه عسل یکی از پرطرفدارترین برنامه های زنده تلویزیون به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان است و مخاطبان ده ها میلیونی دارد حرف ها و حدیث های فراوانی را نیز به دنبال داشته و در محافل عمومی زیاد با این روبه رو می شویم که میهمانان ماه عسل مورد بحث قرار می گیرند و هرکس نظری می دهد که گاهی با انتقاد همراه است و گاهی هم با تشویق و اشتیاق، اما آنچه که امسال بیشتر مورد بحث قرار می گیرد کپی برداری از سوژه های سالهای گذشته و تکرار آن در زندگی دیگر آدمها است.

برخی معتقدند موضوعات برنامه ماه عسل کلیشه ای شده و دیگر حرف خاصی برای گفتن ندارد و مخاطب به راحتی می تواند از اولین حرف تا آخرین کلمه احسان علیخانی را در برنامه بخواند؛ البته این موضوع را نیز نمی توان نادیده گرفت که تکرار برخی مسائل جنبه فرهنگسازی دارد و هرچه بیشتر مورد توجه قرار بگیرد بیشتر در ذهن مخاطب نهادینه شده و اثر می گذارد و ماه عسل هم به این نکته توجهی بیش از پیش دارد و داستان موضوعی او حتی در یک سال چندین نقش تکراری دارد.

بگذریم از اینکه جمع قابل توجهی از منتقدان هم داستان دراماتیک و تراژدی گونه ماه عسل را به رگبار می بندند و شاید بتوان گفت کمی با چاشنی بی انصافی ماه عسل و احسان علیخانی را متهم ردیف اول غمگین کردن مردم می دانند چراکه به نظر می رسد این برنامه ماهیتی تعریف شده دارد و آنچه که در طول چند سال اخیر به اثبات رسیده هدف این برنامه در هر موضوع تلنگر زدن به قشر و گروه خاصی از مخاطبان آن موضوع است و کمدی یا تراژدی در آن تعریف نشده است.

هرچند احسان علیخانی به میهمانان و سوژه های ماه عسل تعصب خاصی دارد و هر روز مردم را با شوق و اشتیاق خاصی دعوت به دیدن حتمی برنامه می کند که گویا می خواهد داستانی کاملا متفاوت را روایت کند، اما با کنار رفتن قاب آسمانی ماه عسل، برنامه به روزنامه های زرد تبدیل می شود که سعی دارد با پر رنگ و خاص نشان دادن یک موضوع عادی، مخاطب را پای تلویزیون میخ کوب کند.

ذهن و خاطرات مخاطب این برنامه هر سال با ماه عسل بزرگتر می شود و انتظاراتش نیز بالاتر می رود؛ انتظار دارد که صفحه ای جدید از زندگی آدمها در دفتر ماه عسل ورق بخورد و درس جدیدی را به ذهن بسپارد نه اینکه درس سالهای قبل بازهم در ذهن او تکرار شود و این توقع و انتظاری است که احسان علیخانی در مخاطبان برنامه اش ایجاد کرده و حالا که اطمینان دارد ماه عسل جای خود را پیدا کرده، با صرف نظر از دیدگاه ها و انتقادات مسیر خود را می رود و کوله بار انتقادات را هم بر دوش گرفته و با خود حمل می کند.

قربانیان اعتیاد، نیکوکاری های تحسین برانگیز و اعجاب آور آدمها، تأکید ویژه بر وفاداری همسر در شرایطی خاص، گمشده های پیدا شده، بهبود یافتگان سرطان، نجات یافتگان از حوادث و زنان با مشاغل خاص(البته نه چندان خاص) به سوژه های بی برو برگرد ماه عسل تبدیل شده که هر سال به نحوی تکرار می شود و نگاه عاقل اندر سفیه مخاطبانی را به دنبال دارد که به تماشای ماه عسل عادت کرده اند.

گاهی داستان میهمانان ماه عسل به اندازه ای عادی و روتین است که مخاطب در پایان برنامه تنها برداشتی که از سوژه دارد یک سوال است و آن اینکه نقطه خاص ماجرا چه بود و از کجا به کجا ختم شد؛ گاهی هم بیننده برنامه با مرور خاطرات زندگی اش، فکر می کند که با وجود بیان این داستان ها، او نیز می تواند سوژه ای برای برنامه باشد و همین موضوع تأکیدی است بر روایت تکراری ماه عسل.

البته این موضوع را نیز نباید نادیده گرفت که هر داستانی هر چند روتین و تکراری می تواند نقطه امید و یا تلنگری برای هر مخاطب تلویزیونی باشد و بیانی که موضوع داستان را روایت می کند در هر قصه متفاوت بوده و ممکن است هر روایتی تأثیری متفاوت بر مخاطب داشته باشد و از این جهت هر داستان ماه عسل قشری خاص از طرفداران داشته باشد و این داستان همان موضوعاتی باشد که در بوته نقد منتقدان قرار گرفته است، اما در هر صورت مخاطب تلویزیون به دنبال دریچه های نو، اندیشه های جدید و سوژه های خاص و تکفر بر انگیز است و عادت به داستان های روتین و عادی او را خسته کرده است.

حجم انتقاداتی که امسال به سمت برنامه ماه عسل روانه شد شاید فرصتی را فراهم کند تا پس از پایان ماه مبارک رمضان، احسان علیخانی و تیمش مسیر سوژه یابی ها را عوض کرده و بیش از گذشته خلاقیت را چاشنی کار خود کنند چرا که این روزها برنامه تلویزیونی «ماه عسل» به معلمی تبدیل شده که هر سال درس هایش را تکرار می کند و شاگردانش به خوبی این درسها را حفظ کرده اند.

یادداشت: فرشته اکبری

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن