Back شما اینجا هستید: صفحه اصلی یادداشت پایتخت یا "تاژ" ستان!

وقتی تبلیغات تلویزیون را می بلعد؛
پایتخت یا "تاژ" ستان!
Multithumb found errors on this page:

There was a problem loading image 'images/paytakht123.bmp'
There was a problem loading image 'images/paytakht123.bmp'

b_150_150_16777215_00_images_paytakht12563.jpgدر چند سال اخیر تبلیغات تلویزیونی از قالب متعارف خود بیرون آمده، پا از گلیم خود فراتر گذاشته و در دل سریالها و برنامه های زنده تلویزیونی رخنه کرده است.

به گزارش خبرنگار "همدان نیوز"، با شروع ماه مبارک رمضان پخش سریالها و ویژه برنامه های این ماه مبارک نیز شروع شد و یکی از معدود فرصت ها را برای تماشای دورهمی تلویزیون در خانواده ها فراهم کرد و سریال پایتخت که سری چهارم آن در حال پخش است یکی از ویژه برنامه های تلویزیون برای ماه رمضان94 به شمار می آید که از همان ابتدا و قسمت اول اسپانسر و حامی مالی خود را معرفی کرد.

پیش از شروع سریال، شرکت محصولات بهداشتی "تاژ" بینندگان را به دیدن برنامه دعوت می کند و از همان قسمت اول تبلیغات شروع شده و در طول پخش فیلم نیز اثرات آن در صحنه های مختلف دیده می شود.

گویا در طول این چند سال ترکش تحریم ها و شرایط سخت اقتصادی بر صدا و سیما و تولیدات آن نیز اصابت کرده و تلویزیون بیش از گذشته به دنبال جذب حامیان مالی است به طوریکه می توان گفت نزدیک به نیمی از برنامه های تلویزیون را تبلیغات فرا گرفته و سریال "پایتخت" و تلاشی که برای گنجاندن برند "تاژ" در لابلای سکانس ها داشته بهانه ای شده تا انتقادات در ابتدا به سوی این سریال پرطرفدار روانه شود.

پایتخت3 که در نوروز 93 پخش شد آغاز سنت شکنی این سریال و دیده شدن ردپای تبلیغات در پایتخت بود که در هر قسمت حداقل یک بار برند شرکت سرمایه گذاری و بازرگانی "اطلس مال" نظر بیننده را به خود جلب می کرد و به نظر این تبلیغات موفق نیز ظاهر شد چراکه به گفته مدیرعامل این شرکت تبلیغات چند میلیاردی در این فیلم، بسیار به صرفه تر از تبلیغات صد میلیارد تومانی در رسانه های مختلف بوده است.

اوضاع نابسامان اقتصادی و دست های خالی صدا و سیما نیز باعث بدعت گذاری هایی شد که امروز به عادت برنامه ها تبدیل شده و نه تنها عوامل برنامه های تلویزیونی را به تب و تاب انداخته بلکه میدان رقابتی را نیز برای برند تولید کنندگان و سرمایه گذاران ایجاد کرده که هریک در هر برنامه برای مدتی به روی صحنه می روند و پس از پایان برنامه به حساب و کتاب سود ناشی از تبلیغات می پردازند.

مبالغ بالای قراردادها نیز فرصت فکر کردن به ساخت آثاری بی حاشیه و متمرکز بر موضوعات خاص را از تهیه کنندگان و کارگردانان و مهمتر از همه صدا و سیما می گیرد و نفع اقتصادی بر رضایت مخاطب ارجحیت پیدا می کند و عطایش به لقایش بخشیده می شود به طوریکه در سریال یاد شده به هر بهانه ای و در هر صحنه ای برند یاد شده دیده می شود و عوامل فیلم ناچارند لوکیشن هایی را برای تصویربرداری انتخاب کنند که تنها ارتباطش با فیلم نشان دادن برندی است که آن فیلم نان و نمکش را می خورد و این تبلیغات کمی تا قسمتی هوشمندانه از همان قسمت اول فیلم سعی دارد در ذهن مخاطب نفوذ کند.

ناگفته نماند که نمی توان منکر این شد که تبلیغات عنصری بسیار اثرگذار برای کسب درآمد رسانه ای پرطرفدار همچون تلویزیون و خانواده بزرگتر آن صدا و سیما است اما این موضوع را نیز باید در نظر گرفت که تبلیغات مکرر نه تنها اندک جذابیت اثر تلویزیونی را کمرنگ کرده و از بین می برد بلکه اثر سوء در ذهن مخاطب نیز خواهد داشت و برند مورد نظر پس از خسته کردن و کلافه کردن مخاطب از ذهن او محو می شود.

در طول این چند سال ماجرا یا بهتر است بگوییم " سریال تبلیغات " درتلویزیون موجبات طنز پردازی را فراهم کرده و به هجوی کنایه آمیز برای مخاطبان تبدیل شده به طوریکه شاید  بارها شنیده ایم که زمانی بین سریالها ،تبلیغات پخش می شد و امروز در لابلای تبلیغات، صحنه هایی از فیلم ها و برنامه ها پخش می شود؛ اما ورژن جدید تبلیغات هم پا به بازار تلویزیون گذاشته و توام با فرصت استراحت و تنفسی که بین فیلم برای مخاطب ایجاد می شود، از هر فرصت و صحنه ای برای تمرکز بیش از پیش بر روی سوژه مورد نظر استفاده شده و در برنامه های زنده نیز به هر شکل، مباحث به تبلیغات ختم می شود و همین نارضایتی مخاطب را به دنبال دارد و مخاطبان تلویزیون را کمتر می کند.

شاید سریال پایتخت به بهانه پرطرفدار بودن و پخش سری چهارم آن به دلیل استقبال مردم، در کانون توجه قرار گرفته و تبلیغات در آن بیشتر به چشم می آید اما تبلیغات تنها به این سریال ختم نمی شود و دیگر برنامه های تلویزیون به ویژه برنامه های زنده نیز رنگ و بوی تبلیغات دارد.

"ماه عسل" برنامه پر طرفدار ویژه افطار در ماه مبارک رمضان نیز چند سالی می شود که پابه پای تبلیغات پیش می رود و در کنار مطرح کردن موضوعاتی دراماتیک، تبلیغات نیز جا باز کرده و احسان علیخانی که گاهی تقدیر و تشکر میهمانان برنامه خود را نوعی تبلیغات می داند و بحث را در هنگام تقدیرها قطع می کند، خود نیز ناچار شده چند کلمه ای هم در رابطه با موسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج و بیمه نامه سرطان بیمه البرز سخن بگوید و در برنامه ای هم اعتراف کرد که این برندها اسپانسرهای برنامه هستند و بنابر قول ها و وعده هایی که به سازمان صدا و سیما داده ایم باید به هر شکل حرفی از برندها نیز در میان باشد.

در طول این چند سال تبلیغات وارد دنیای کودکان هم شد و برنامه های پرطرفدار کودک همچون فیتیله و عمو پورنگ جولان گاه معرفی تک ماکارون، زر ماکارون، محصولات فرهنگی سک و سک و محصولات غذایی پیکوتک شدند و پیام اصلی هر قسمت از این برنامه ها تنوع در معرفی برند مورد نظر بود و شاید تنها فایده ای که داشت معطوف کردن توجه بچه ها به برندهای ایرانی و جدا شدن موقت آنها از باب اسفنجی و اسپایدرمن بود!

چنین روندی حتی در صدا و سیمای مرکز همدان نیز دیده می شود و گاهی هر گوشه از دکور برنامه ها نمونه ای از تبلیغات دیده می شود و گاهی برندها به اندازه ای زیاد می شود که مجری برنامه ناچار است لیست حامیان را از روی کاغذ بخواند و قسمت عمده ای از برنامه را به معرفی هر برند در بخش مجزا اختصاص دهد که همین بهانه ای را برای مخاطب فراهم می کند تا کنترل به دست گرفته و شبکه ها را یکی یکی زیر ذره بین قرار داده و از خیر برنامه های تلویزیونی بگذرد.

در هرصورت رسانه ملی و جعبه ای که به عنوان جعبه جادویی در ذهن مردم نقش بسته به جعبه تبلیغاتی بدل شده و مادی گرایی و منافع اقتصادی پر رنگ تر از قبل بر رضایت و سلیقه مخاطب سایه انداخته و روز به روز محتوای برنامه های تولیدی کاهش پیدا می کند و عرصه برای سریالها و برنامه های سفارشی و تبلیغاتی فراخ تر می شود.

و در پایان یک پرسش؛ استفاده بی چون و چرای عناصر تبلیغاتی در متن برنامه های تلویزیونی، احترام به مخاطب را زیر سوال نمی برد؟

یادداشت: فرشته اکبری

paytakht123.bmp

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن